أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
141
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
داده بود . يك دوره بر اسلام گذشت كه مردم اين عصبيتها را فراموش كردند ، اما چيزى نگذشت كه بر اثر بالا گرفتن فتنهها بار ديگر بر سر انتخاب خليفه ، آن عصبيتها زنده شد . كسانى از خلفاى اموى هم از اين فتنهگرى و عصبيتگرايى براى استوار كردن موقعيت خود بهره گرفتند . آنان به رغم آن كه با قيسىها پيوند داشتند ، گاه به مصاهره و ارتباط سببى با يمنىها دست مىيازيدند تا برابر دشمنى قيسىها بتوانند از آن رابطه استفاده كنند . اين مسأله به خصوص زمانى رخ مىداد كه قيسىها به سمت بنى هاشم مىآمدند و البته در اين مرحله بالا گرفتن تعصّب ، امرى شگفت نبود . در اين صورت نبايد از اين كه در ايام ابن زبير كسانى در شام نداى حمايت از او را سر مىدهند شگفت زده شويم ؛ درست همانطور كه كسانى بر ضد ابن زبير حاضر به دفاع مسلحانه از امويان بودند . بدين ترتيب در اينجا بحث زبيرى و اموى جز در اين حد نبود كه قيسىها آرزوى پيروزى قبايل حجاز را داشتند و يمنىها كه در آرزوى نابودى قيسىها بودند ، حتى اگر اين بر خلاف مصالح امويان ، دامادهاى آنان مىبود . معاويه به اختلاف ميان قيسىها و يمنىها در شام واقف بود و با سياست بىمانند خود با آن مدارا مىكرد . وقتى يزيد آمد كمابيش همان وضع ادامه داشت ، اما با مرگ او درگيرى آغاز شد و مروان بن حكم توانست از شمشير يمنىها كه شمارشان بسيار بيش از قيسىهايى بود كه حامى ابنزبير در حجاز بودند ، استفاده كند . « 1 » ويژگىهاى ابن زبير در اين شرايط براى كسى مثل ابن زبير ، اين كه در شهرها بر بيعت با او متفق شوند چيز زيادى نبود . او پسر حوارى پيامبر و مادرش دختر ابوبكر و خالهاش هم عايشه بود . خودش هم فردى عابد بود و وقتى به سجده مىرفت از بس طولانى بود گنجشكها بر
--> ( 1 ) . بنگريد : تاريخ دمشق ، ج 319 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 299 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 258 .